ترجمه "Tombeau" به فارسی

آرامگاه, قبر, مزار بهترین ترجمه های "Tombeau" به فارسی هستند.

tombeau noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرامگاه

    noun masculine

    monument à usage de sépulture

    Ce matin, vous êtes allé dans le tombeau d'Alexandre.

    امروز صبح شما يک ديدار رسمي از آرامگاه اسکندر کرديد

  • قبر

    noun masculine

    Aurora a procuré l'endroit exact du tombeau de Rebekah dans deux enveloppes scellées.

    آئورا جای دقیق قبر آبی ربکا رو توی دوتا پاکت مهر و موم شده داره

  • مزار

    اسم
  • ترجمه های کمتر

    • مقبره
    • gur
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Tombeau " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Tombeau"

اضافه کردن

ترجمه های "Tombeau" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه