ترجمه "Tyr" به فارسی
صور, خسته, لاستیک بهترین ترجمه های "Tyr" به فارسی هستند.
Tyr
proper
masculine
دستور زبان
-
صور
properNeboukadnetsar conquit également Tyr en mettant le siège devant elle, un siège qui dura 13 ans.
نَبوْکَدْنَصَّر صور را نیز پس از یک محاصرهٔ سیزدهساله به تصرف خود درآورد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Tyr " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
tyr
-
خسته
noun -
لاستیک
noun -
لاستیک اتومبیل
noun
تصاویر با "Tyr"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن