ترجمه "Un client" به فارسی

مشتری, مشتری بهترین ترجمه های "Un client" به فارسی هستند.

Un client
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشتری

    noun

    Un client a omis de payer sa pension familiale.

    یه مشتری هم مخارج بچش دیر شده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Un client " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

un client
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشتری

    noun

    Dans le modèle suédois, un client aurait trop peur de me donner ces informations.

    اگر طبق الگوی سوئدی کار میکردم یک مشتری از دادن آن بشدت اطلاعات وحشتزده میشد.

اضافه کردن

ترجمه های "Un client" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه