ترجمه "Vierge" به فارسی

دوشیزه, دوشیزه, دست نخورده بهترین ترجمه های "Vierge" به فارسی هستند.

Vierge noun proper masculine feminine دستور زبان

Vierge (constellation) [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوشیزه

    proper mf

    Pourquoi Tyr est-elle appelée “ vierge, fille de Sidon ”, et quel changement de situation subira-t-elle ?

    چرا صور «دوشیزه» و «دختر صیدون» نامیده میشود و موقعیت آن چگونه تغییر خواهد کرد؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Vierge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

vierge adjective noun masculine feminine دستور زبان

Femme qui n'a jamais eu de rapport sexuel.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوشیزه

    noun

    Femme qui n'a jamais eu de rapport sexuel.

    Pourquoi Tyr est-elle appelée “ vierge, fille de Sidon ”, et quel changement de situation subira-t-elle ?

    چرا صور «دوشیزه» و «دختر صیدون» نامیده میشود و موقعیت آن چگونه تغییر خواهد کرد؟

  • دست نخورده

    adjective feminine

    La forêt vierge sur des centaines de miles.

    صدها مايل جنگل دست نخورده ، درخت ماهون.

  • باکره

    noun

    Cinq des vierges ont épuisé leur huile et sont allées en acheter.

    پنج باکره اجازه دادند که روغنشان تمام شود و بعد برای خریدن روغن رفتند.

  • ترجمه های کمتر

    • جدید
    • استفاده نشده
    • افتتاحی
    • افسونگر
    • بافضیلت
    • برج سنبله
    • خدمتکار
    • دختر
    • دختر باکره
    • دخترک
    • دوشیزه ای
    • عفیف
    • پاکدامن
    • پرهیزکار
    • پیشقدمی

تصاویر با "Vierge"

عباراتی شبیه به "Vierge" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Vierge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه