ترجمه "aberrant" به فارسی
گمراه, منحرف, نابجا بهترین ترجمه های "aberrant" به فارسی هستند.
aberrant
adjective
masculine
دستور زبان
-
گمراه
adjective noun masculinenon pas comme un symptôme aberrant de la schizophrénie qui doit être enduré,
نه بعنوان نشانهاى گمراه كننده از اسكيتزوفرنيا كه تحمل شود،
-
منحرف
adjective noun masculine -
نابجا
adjective noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- احمق
- برفکی
- بیراه
- بیگانه وار
- عبث
- عجیب
- غریب
- فلسی
- مزخرف
- مسخره آمیز
- مضحک
- نامعقول
- ناپسند
- پوسته پوسته
- پوچ
- یاوه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aberrant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "aberrant" با ترجمه به فارسی
-
انتخاب · انتخاب اوليه · انتخاب مصنوعي · زادگیری انتخابي · غربالگري واريته
-
داده پرت
-
زادگیری انتخابي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن