ترجمه "abri" به فارسی
پناهگاه, پناه, پناهندگی بهترین ترجمه های "abri" به فارسی هستند.
abri
noun
masculine
دستور زبان
Lieu protecteur. [..]
-
پناهگاه
noun masculineSi vous êtes en surface, allez vite dans un abri, un lieu sûr.
اگه الان او سمت هستيد ، بايد همين الان به يه پناهگاه يا جاي امن بريد.
-
پناه
noun masculine -
پناهندگی
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- بندرگاه
- تیمارستان
- حرم مطهر
- لنگرگاه
- مخفیگاه
- ملجا
- نوانخانه
- واحه
- چارطاقی
- کانکس
- گریزگاه
- یتیم خانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "abri" با ترجمه به فارسی
-
بیخانمان · در به در · کارتنخواب
-
چارچوبهاي گياهی · چارچوبهای باغی
-
پوششهاي ورقي · پوششهای با لایه پلاستيكي · پوششهای ورقی پلاستیکی
-
زراعت حفاظتشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن