ترجمه "absolu" به فارسی

مطلق, غیر مشروط, کامل بهترین ترجمه های "absolu" به فارسی هستند.

absolu adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مطلق

    adjective

    Pour d’autres, le vrai libre arbitre n’est possible qu’à condition d’avoir une liberté absolue.

    برخی دیگر میگویند ارادهٔ آزاد برای ما تنها زمانی معنا پیدا میکند که از آزادی مطلق برخوردار باشیم.

  • غیر مشروط

    adjective
  • کامل

    adjective

    Et nous avons les Asiatiques qui vivaient dans une pauvreté absolue.

    و اکثر افرادی که در فقر کامل بسر می بردند آسیائیها بودند.

  • ترجمه های کمتر

    • اشاره شده
    • التزامی
    • تجزیه ناپذیر
    • غیرقابل اعتراض
    • غیرقابل منازعه
    • مجازی
    • محض
    • محقق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " absolu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "absolu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "absolu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه