ترجمه "abstenir" به فارسی

امتناع کردن, دست برداشتن از, منع کردن بهترین ترجمه های "abstenir" به فارسی هستند.

abstenir verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • امتناع کردن

    verb

    Par exemple, Daniel et trois de ses compagnons, Shadrak, Méshak et Abed-Négo, se sont abstenus d’aliments interdits aux Juifs.

    برای مثال، دانیال و سه دوست او شَدرَک، میشَک و عَبِدنِغو از خوردن خوراکهایی که برای یهودیان ممنوع بود، امتناع کردند.

  • دست برداشتن از

    verb
  • منع کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abstenir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "abstenir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه