ترجمه "accepter" به فارسی
شمردن, قبول کردن, قرار دادن بهترین ترجمه های "accepter" به فارسی هستند.
accepter
verb
دستور زبان
attraper (une balle)
-
شمردن
verb -
قبول کردن
verbJ'ai accepté parce que je n'ai plus que l'île.
این کار رو قبول کردم چونکه جزیره تنها چیزیه که برام مونده.
-
قرار دادن
verbnous devons accepter de soumettre nos propres hypothèses
پس باید اراده در جهت در معرض قرار دادن فرضیههایمان
-
ترجمه های کمتر
- پذیرش
- پذیرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accepter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "accepter" با ترجمه به فارسی
-
مقبول
-
دامنه مقبول
-
مقبول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن