ترجمه "accoutumance" به فارسی
دیدن, اعتیاد بهترین ترجمه های "accoutumance" به فارسی هستند.
accoutumance
noun
feminine
دستور زبان
-
دیدن
verb -
اعتیاد
noun feminineUne revue médicale a même parlé d’“accoutumance du fœtus aux mélodrames télévisés”.
از اینرو، مجلهای پزشکی از «اعتیاد جنینی به چیزهای بیمحتوا» سخن گفت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accoutumance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "accoutumance" با ترجمه به فارسی
-
اقليمپذيري · خوگیری · سازش · سازش فيزيولوژيكي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن