ترجمه "accro" به فارسی
اعتیاد, تسلیم شده, خو گرفته بهترین ترجمه های "accro" به فارسی هستند.
accro
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Qui a une dépendance envers une substance qui crée une habitude telle qu'une drogue ou de l'alcool.
-
اعتیاد
nounJe suis un peu accro aux fournitures de bureau, mais c'est une autre histoire.
من یک اعتیاد جزئی به لوازم اداری دارم، ولی آن بحث دیگری است.
-
تسلیم شده
adjective -
خو گرفته
noun
-
ترجمه های کمتر
- خوگرفته
- وسواس
- چرخ دنده ساعت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " accro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "accro" با ترجمه به فارسی
-
معتاد به هروئین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن