ترجمه "actif" به فارسی
دارایی, بدهکار, داراییها بهترین ترجمه های "actif" به فارسی هستند.
Engagé dans, ou prêt pour des opérations militaires ou navales. [..]
-
دارایی
nounسرچشمه منابع اقتصادی، که سودهای اقتصادی در آینده را سبب میشود
Ils peuvent donc gagner de l'argent et en mettre de côté par le biais de leurs actifs existants.
آنها این قدرت را پیدا کرده اند که از دارایی خودشان درآمدزایی و پس انداز کنند.
-
بدهکار
-
داراییها
-
ترجمه های کمتر
- فعال
- معلوم
- آکتیو
- تردست
- تعداد کارگر
- تند
- خوش
- خوشحال
- دارايي
- زرنگ
- زیرک
- سبک
- سرزنده
- سرمایه
- شاد
- شناور
- فنری
- ماهر
- متکبر
- مردها
- نیروی انسانی
- نیروی کار
- پر نیرو
- چابک
- چالاک
- چست
- گستاخ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " actif " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
دارایی
nounIls peuvent donc gagner de l'argent et en mettre de côté par le biais de leurs actifs existants.
آنها این قدرت را پیدا کرده اند که از دارایی خودشان درآمدزایی و پس انداز کنند.
-
سرمایه
nounLa Syrie était un actif russe, et Poutine a redynamisé cette relation.
سوریه سرمایه ای برای روسیه محسوب می شد و پوتین این رابطه را احیا کرده است.
عباراتی شبیه به "actif" با ترجمه به فارسی
-
دارایی ثابت
-
دارایی جاری
-
ايمنسازي فعال · ايمنسازي متقاطع · ایمنسازی · ایمنسازی هترولوگوس · ایمنیانگیختگی اختصاصی پادگن · تحريك ايمني اختصاصي · تقويت ايمني اختصاصي · حساسشدن ايمني
-
صیغه معلوم
-
محتوای فعال
-
منطقه فعلی
-
صفحه فعال
-
صفحات سرور فعال · صفحه هاي خادم فعال