ترجمه "administration" به فارسی
اداره, سرپرستی, تخته مدار بهترین ترجمه های "administration" به فارسی هستند.
administration
noun
feminine
دستور زبان
Bureau d'où quelque chose est administré. [..]
-
اداره
noun feminineSeule une douzaine de personnes dans cette administration sais de quoi je sur le point de vous le dire.
فقط يه دوجين از آدمهاي توي اين اداره چيزي رو که ميخوام بهت بگم, ميدونن
-
سرپرستی
noun feminine -
تخته مدار
noun
-
ترجمه های کمتر
- دفترداري
- ریاست
- مدریت
- مدیریت
- هیئت حاکمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " administration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Administration
-
مدیریت سیستم
عباراتی شبیه به "administration" با ترجمه به فارسی
-
اداره · حكومت فدرال · حکومت مرکزی · دایره · دفتر · دفترخانه · دیوان
-
حکومت محلی
-
ناسا
-
اداره امور عمومي · اداره امور عمومی
-
حکومت محلی
-
استانهای تاجیکستان
-
استعمال آي.وي · استعمال داخل عضلانی · استعمال داخل وريدي · استعمال زيرجلدي · تزريق داخل عضلاني · تزريق داخل وريدي · تزريق زيرجلدي · تزریق
-
استعمال آي.وي · استعمال داخل عضلانی · استعمال داخل وريدي · استعمال زيرجلدي · تزريق داخل عضلاني · تزريق داخل وريدي · تزريق زيرجلدي · تزریق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن