ترجمه "adolescence" به فارسی

نوجوانی, بلوغ, دوره جوانی بهترین ترجمه های "adolescence" به فارسی هستند.

adolescence noun feminine دستور زبان

Période de la vie entre l'enfance et l'âge adulte.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوجوانی

    période de transition entre la fin de l'enfance et l'âge adulte

    Pendant mon adolescence, j’ai rejoint un gang redouté, ce qui m’a entraîné dans des affrontements encore plus violents.

    در سنین نوجوانی به گروهی بدنام پیوستم که مرا بیشتر به سمت درگیریهای خشونتآمیز میکشید.

  • بلوغ

    noun feminine

    Et le problème est que beaucoup de personnes maintenant, notamment les adolescents, doivent passer par deux adolescences.

    و مشكل اينجاست كه حالا خيلي از مردم، بويژه جوان ها و نوجوان ها بايد دو دوره بلوغ رو بگذرونن.

  • دوره جوانی

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • رسیدگی
    • رشد
    • سن بلوغ
    • نو جوانی
    • نوجوانان
    • نوجواني
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adolescence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "adolescence" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "adolescence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه