ترجمه "adulte" به فارسی

بزرگسال, بالغ, بزرگسالان بهترین ترجمه های "adulte" به فارسی هستند.

adulte adjective noun masculine دستور زبان

Une personne qui a complètement grandi, mature ou d'un âge spécifié.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزرگسال

    noun

    organisme vivant ayant atteint sa maturité sexuelle

    Et le juge l'a certifié adulte, mais je vois ce gamin.

    قاضی گواهی میکند که او یک بزرگسال است درصورتی که من می بینم او یک کودک است.

  • بالغ

    adjective noun

    Les cellules souches dérivées de matières grasses sont des cellules souches adultes.

    سلولهای بنیادی گرفته شده از چربی سلولهای بنیادی بالغ هستند.

  • بزرگسالان

    Cela est valable pour les adultes aussi bien que les enfants.

    این امر هم در مورد کودکان و هم در مورد بزرگسالان صدق می کند.

  • بالغین

    noun masculine

    image et verriez des dauphins. Maintenant, certains d'entre vous, adultes

    ودلفینهارا می بینید.حالا بعضی از شما بالغین در اینجا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " adulte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "adulte" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "adulte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه