ترجمه "affiche" به فارسی
پوستر, اعلان, پروانه رسمی بهترین ترجمه های "affiche" به فارسی هستند.
affiche
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
پوستر
support de publicité ou de propagande destiné à être vue dans la rue et les lieux publics
On va l'agrandir et le transformer en affiches, en invitations.
ميدوني ، ما ميتونيم بترکونيم ، يه پوستر ، دعوتنامه ، آگهي بفرستيم.
-
اعلان
noun feminineC'est affiché sur le babillard?
نکنه اونا زدنش رو تابلو اعلانات ؟
-
پروانه رسمی
noun feminine -
پلاکارد
noun femininepour avoir brandi une toute petite affiche
چون یک پلاکارد کوچک اعتراضی بلند کرده بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " affiche " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "affiche"
عباراتی شبیه به "affiche" با ترجمه به فارسی
-
مشاهده همه موارد
-
پوستر فیلم
-
نگاشت
-
صفحه نمایش · مشاهده · نما · نمایش دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن