ترجمه "affiliation" به فارسی

وابستگی, پیوستگی بهترین ترجمه های "affiliation" به فارسی هستند.

affiliation noun feminine دستور زبان

État d'être un membre d'une organisation ou d'un groupe.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • وابستگی

    noun feminine

    On va plus loin que le Sunshine Act sur les affiliations avec les labos pharmaceutiques et on parle de la façon dont on est payé.

    ما فرای دولت در قانون فعالیت شفاف می رویم که درباره وابستگی شرکت های دارویی است، و ما می گوییم که چگونه پول می گیریم.

  • پیوستگی

    noun feminine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " affiliation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "affiliation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه