ترجمه "agent" به فارسی

عامل, joint, افسر ارتش بهترین ترجمه های "agent" به فارسی هستند.

agent noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • عامل

    noun

    Si Malik est allé dans ces longueurs, vos agents sont en grave danger.

    اگر مالیک به این طول رفت ، عوامل خود را در معرض خطر جدی است.

  • joint

    personne représentant des artistes, sportifs, et d'autres dans leur recherche de rôles

  • افسر ارتش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بازیگر
    • دلال
    • سمسار
    • فاعل
    • مدعی
    • نماینده
    • هنرپیشه
    • کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " agent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "agent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "agent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه