ترجمه "aide" به فارسی

کمک, یاری, راهنما بهترین ترجمه های "aide" به فارسی هستند.

aide noun verb feminine دستور زبان

Personne qui fournit de l'assistance pour une tâche. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمک

    noun

    Action de procurer de l'assistance.

    Tom a aidé Mary a se teindre les cheveux.

    تام به مری کمک کرد تا موهایش را رنگ کند.

  • یاری

    noun

    Action de procurer de l'assistance.

    Une femme a aidé des personnes déprimées en les emmenant faire de la marche.

    خانمی اشخاص افسرده را با وادار کردن آنان به انجام پیادهرویهای طولانی یاری میداد.

  • راهنما

    noun

    Sans votre aide, je me sens perdue.

    من بدون راهنمايي شما گم ميشم

  • ترجمه های کمتر

    • دستیار
    • komak
    • آسیستان
    • بردست
    • توسل
    • حمایت
    • خیر
    • دستیاری
    • رسیدگی
    • سود
    • مدد
    • معاون
    • منفعت
    • مواظبت
    • پایمردی
    • یاور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aide " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Aide
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهنما

    noun

    Sans votre aide, je me sens perdue.

    من بدون راهنمايي شما گم ميشم

تصاویر با "aide"

عباراتی شبیه به "aide" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "aide" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه