ترجمه "aimant" به فارسی

آهنربا, بامحبت, دوستدار بهترین ترجمه های "aimant" به فارسی هستند.

aimant adjective noun verb masculine دستور زبان

Matériel ou objet produisant un champ magnétique.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • آهنربا

    noun masculine

    objet fabriqué dans un matériau magnétique dur, donc ayant des propriétés comme celle d'exercer une force d'attraction sur tout matériau ferromagnétique

    C'est l'interaction entre ces deux aimants qui fait tourner le moteur.

    ارتباط این دو آهنربا است که باعث چرخش موتور می شود.

  • بامحبت

    adjective

    Pourquoi, quand on aime, n’exige- t- on pas que tout soit fait comme on l’entend ?

    چرا شخص بامحبت اصرار ندارد که همه چیز مطابق میل او انجام گیرد؟

  • دوستدار

    adjective

    On peut donc en tirer une leçon : si vous aimez la nature, n'y vivez pas.

    پس نتیجه میگیریم اگر دوستدار طبیعت هستید، نباید در آن زندگی کنید.

  • ترجمه های کمتر

    • محبت آمیز
    • محبوب
    • مغناطیس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aimant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "aimant"

عباراتی شبیه به "aimant" با ترجمه به فارسی

  • ای کاش · کاش · کاشکی
  • خوش آمدن · دوست داشتن
  • جانان · دلبر · دلدار · عزیز · محبوب · معشوق · معشوقه · نگار · یار
  • Persian · ترا دوست میدارم · دوستت دارم · عاشقتم
  • الکترو مغناطیس
  • دوستت دارم · عاشقتم · من دوستت دارم
  • دوست داشتن
  • تسلی دادن · خوش آمدن · دوست داشتن · زندگی عاشقانه · عاشق بودن · عشق داشتن · عشق ورزی · قابلیت مقایسه · متناظر · مهر ورزیدن · گرامی داشتن
اضافه کردن

ترجمه های "aimant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه