ترجمه "aire" به فارسی
منطقه, مساحت بهترین ترجمه های "aire" به فارسی هستند.
Surface sèche et plate où le grain est séparé de la paille ou de la bale par battage.
-
منطقه
nounUn poisson entrant en sécurité dans une aire d'alimentation signale aux autres que la voie est libre.
و ورود ایمن یک ماهی به منطقه تغزیه به بقیه نشان میداد که ساحل امن است.
-
مساحت
nounCe que nous voulons vraiment, c'est que toutes les aires de nos rectangles aient des petites valeurs.
چیزی که واقعاً میخواهیم این است که مساحت همه مستطیلها در یک بازه کوچک باشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Aire (rivière d’Angleterre)
"Aire" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Aire در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "aire"
عباراتی شبیه به "aire" با ترجمه به فارسی
-
صحن خوراک
-
الوارستانها · جایگاههای ذخیره الوار
-
کانون تمدن و فرهنگ
-
منطقه حفاظتشده
-
رمپ
-
بوئنوس آیرس · بوینوسآیرس
-
ناحيه تفريحي · نواحی تفریحی
-
صحن خوراک