ترجمه "alerte" به فارسی
هشدار, اخطار, مواظب بهترین ترجمه های "alerte" به فارسی هستند.
alerte
adjective
noun
verb
masculine
feminine
دستور زبان
Agile mentalement. [..]
-
هشدار
nounOn a sonné l'alarme régulièrement, toujours pour des fausses alertes.
این زنگ هشدار به طور مکرر به صدا درآمده اما همیشه، نگرانی بیجهتی بودهاند.
-
اخطار
J'avais alerté votre grand-père des dangers de sa cupidité.
... من به پدربزرگت اخطار دادم که حرص و طمع چه بر سر خودش مياره
-
مواظب
noun feminineIls savent qu'il y a un danger au-dehors, et ils restent très alertes.
اونا ميدونن اينجا خطرناكه ، خيلي مواظب هستن
-
هراس
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alerte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alerte" با ترجمه به فارسی
-
بیواچ
-
اخطار دادن · دلسرد کردن · سست کردن · هراس · هشدار · هشدار دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن