ترجمه "algues" به فارسی
جلبک, جلبک دریایی بهترین ترجمه های "algues" به فارسی هستند.
algues
noun
feminine
دستور زبان
-
جلبک
noun feminineDonc cette lumière est générée par un dinoflagellate bioluminescent, une algue unicellulaire.
پس آن نور توسط دینوفلاژلاهای زیست تاب تولید شد، یک جلبک تک سلولی.
-
جلبک دریایی
noun feminineOn utilise aussi les mauvaises herbes, les algues.
علاوه برآن ما از علف هرز استفاده کردیم و همینطور جلبک دریایی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " algues " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "algues" با ترجمه به فارسی
-
جلبک
-
علفهای هرز دریایی
-
آبيرستيان · جلبكهاي آبي · جلبكهاي آبي-سبز · سیانوباکترها · مخاطيرستيان
-
جلبک آهکی
-
جلبک سبز
-
جلبكهاي سبز · سبزجلبکیان · سبزرستيان · علفهاي هرز دريايي سبز · کلروفیسه
-
jlbk · تازیانه · تسمه · جلبک · جلبک دریایی · خزه · شلاق · موی بافته · مژه · مژگان
-
آبيرستيان · جلبكهاي آبي · جلبكهاي آبي-سبز · سیانوباکترها · مخاطيرستيان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن