ترجمه "aliment" به فارسی
غذا, تغذیه, خواربار بهترین ترجمه های "aliment" به فارسی هستند.
aliment
noun
masculine
دستور زبان
Une substance qui peut être ingérée et utilisée par l'organisme comme source de nutrition et d'énergie.
-
غذا
nounOn pourrait augmenter les tarifs d'inspection sur les aliments.
ما مي تونيم نظارت روي مواد غذايي رو بيشتر کنيم.
-
تغذیه
noun masculineAppareil équipé de couteaux et utilisé pour découper les racines et tubercules utilisés comme aliments pour animaux
ابزار مورد استفاده برای قطع ریشهها و تکمههای دارای کاربرد برای تغذیه جانوری
-
خواربار
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- خوراک
- رزق
- طعام
- قوت
- قوت لایموت
- معاش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aliment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "aliment"
عباراتی شبیه به "aliment" با ترجمه به فارسی
-
غذاهاي تغييريافته ژنتيكي · غذاهای اصلاحشده ژنتیکی · مقالات اثرات گیاهان تراریخته
-
افزودنیهای دامخوراک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن