ترجمه "allumer" به فارسی
روشن کردن, افروختن, نور بهترین ترجمه های "allumer" به فارسی هستند.
allumer
verb
دستور زبان
Enflammer [..]
-
روشن کردن
verbJ'ai allumé le transporteur et récité une prière silencieuse.
خودرو را روشن کردم و توی دلم دعا کردم.
-
افروختن
verb -
نور
noun proper
-
ترجمه های کمتر
- آتش زدن
- برافروختن
- سوزاندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " allumer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "allumer" با ترجمه به فارسی
-
روشن · فعال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن