ترجمه "alpha" به فارسی
آلفا, اغاز, ستاره اول بهترین ترجمه های "alpha" به فارسی هستند.
alpha
noun
masculine
دستور زبان
Lettre grecque
-
آلفا
Les deux alphas fument la racine d'une fleur bleue de calamus.
؟ هردو آلفا ساقه گل کالاموس آبی رو دود میکنن
-
اغاز
noun masculine -
ستاره اول
adjective masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alpha " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alpha" با ترجمه به فارسی
-
دبران
-
گوایول
-
آلفا قنطورس · رجل قنطورس · ظلمان
-
پروستاگلاندين اف2 آلفا · پروستاگلاندینها · پي.جي.اف 2 آلفا
-
آلفا گلوکوزیداز · مالتاز
-
ابطالجوزا
-
آلفا-کتوگلوتاریک اسید
-
امواج آلفا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن