ترجمه "alternant" به فارسی

تناوبی, متناوب بهترین ترجمه های "alternant" به فارسی هستند.

alternant adjective verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • تناوبی

    adjective
  • متناوب

    adjective

    Et, en fait, vous pouvez alterner la prise et la perte de poids simplement en inhibant l'angiogenèse.

    و در واقع می توان با جلوگیری از رگ زایی وزن را به صورت متناوب کم و زیاد کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alternant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "alternant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "alternant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه