ترجمه "amateur" به فارسی
آماتور, غير حرفه ای, ناشی بهترین ترجمه های "amateur" به فارسی هستند.
amateur
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Celui qui a de l’attachement, du goût pour quelque chose
-
آماتور
personne attachée à un centre d'intérêt de manière non professionnelle
Bien sûr, mon travail était très amateur, mais voyons d'autres exemples célèbres.
البته، اثر من خیلی آماتور بود، اما بیایید برگردیم به سراغ مثالهایی مشهورتر.
-
غير حرفه ای
noun masculine -
ناشی
noun masculine -
کم تجربه
noun masculineLes amateurs parlent de tactique.
کم تجربه ها صحبت از نقشه های کُلی جنگ میکنن ، قربان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amateur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "amateur"
عباراتی شبیه به "amateur" با ترجمه به فارسی
-
هواپیمای دستساخت
-
اخترشناس آماتور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن