ترجمه "ami" به فارسی
دوست, رفیق, یار بهترین ترجمه های "ami" به فارسی هستند.
ami
noun
masculine
دستور زبان
À trier [..]
-
دوست
nounPersonne avec laquelle on est lié d’amitié [..]
Platon est mon ami, mais la vérité m'est plus amicale.
افلاطون دوست من است، ولی حقیقت بیشتر با من دوست است.
-
رفیق
nounPersonne avec laquelle on est lié d’amitié [..]
Si tu veux des amis a sentir, sent les tiens.
می خوای رفیق بو کنی رفیق خودت رو بو کن.
-
یار
noun masculineLa mort, c’est la grande amie de l’âme.
مرگ، یار و مددکار والارتبهٔ نفس است.
-
ترجمه های کمتر
- dust
- بازیگر عمده
- نوکر
- هم پیمان
- پیش کسوت
- کج کلاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ami " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ami"
عباراتی شبیه به "ami" با ترجمه به فارسی
-
دوست به دوست
-
تونگا · جزاير فرندلي · پادشاهي تونگو
-
دوستان
-
دوستان
-
دوست · دوستدختر · رفیق · یار
-
دوست · دوست پسر · دوستپسر · نوکر · کج کلاه
-
جزاير فرندلي
-
دوست · دوست دختر · دوستدختر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن