ترجمه "amour" به فارسی
عشق, مهر, جان بهترین ترجمه های "amour" به فارسی هستند.
amour
noun
masculine
دستور زبان
Personne pour laquelle on ressent beaucoup d'affection. [..]
-
عشق
nounémotion [..]
Un amour sincère est un amour sans contrainte.
عشق صمیمی، عشق بدون تحمیل است.
-
مهر
nounTout son amour fidèle !
مهر و وفایش را
-
جان
nounPersonne n’a de plus grand amour que celui qui donne sa vie pour ses amis.
محبتی بزرگتر از این نیست که کسی جان خود را برای دوستانش بدهد.
-
ترجمه های کمتر
- دلبر
- عزیز
- عاطفه
- ابتلا
- انگبین
- با محبت
- خونگرمی
- دلارام
- دلدار
- دوست داشتن
- زندگی عاشقانه
- شهد
- عاشق بودن
- عشق ورزی
- علاقه
- محبت
- مورد علاقه
- یار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amour " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Amour
proper
masculine
دستور زبان
Fleuve de Sibérie, séparant la Russie de la Chine [..]
-
آمور
properAmour (fleuve) [..]
-
عشق
nounUn amour sincère est un amour sans contrainte.
عشق صمیمی، عشق بدون تحمیل است.
تصاویر با "amour"
عباراتی شبیه به "amour" با ترجمه به فارسی
-
خود پرستی · رتبه · شان · غرور · مقام · وقار
-
پیوند مادرانه
-
عشق شهسوارانه
-
عشق افلاطونی
-
اولین عشق
-
عشق یکطرفه
-
پیوند پدرانه
-
قربونت بشم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن