ترجمه "ancien" به فارسی

باستانی, پیشین, باستان بهترین ترجمه های "ancien" به فارسی هستند.

ancien adjective noun masculine دستور زبان

ancien (personne détenant l’autorité de par son âge, ancienneté) [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • باستانی

    adjective

    La sagesse ancienne est pleine de conseils pour cette empathie.

    راهنمایی های بسیاری در متون باستانی درباره این نوع هم دردی هست.

  • پیشین

    adjective

    Tous mes anciens amis intimes sont soit déjà morts du sida, soit condamnés.

    همهٔ دوستان نزدیک و دنیوی پیشین من به دلیل ایدز مردهاند و یا در راه مرگ هستند.

  • باستان

    Qui existe depuis longtemps.

    L’Ancien Testament. | Une construction ancienne.

  • ترجمه های کمتر

    • ارشد کلیسا
    • اسبق
    • بابا
    • باباجان
    • بوی ناگرفته
    • بیات
    • دادمه
    • سابق
    • سالخورده
    • قبل
    • قبلی
    • قدیم
    • قدیمی
    • مبتذل
    • مسن
    • پاپ
    • پاپا
    • کشیش ناحیه
    • گرگ باران دیده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ancien " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ancien

Ancien (Stargate)

+ اضافه کردن

"Ancien" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ancien در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "ancien" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ancien" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه