ترجمه "animateur" به فارسی
پویانما, انیماتور, مجری بهترین ترجمه های "animateur" به فارسی هستند.
animateur
noun
masculine
دستور زبان
personne qui anime
-
پویانما
artiste graphique du monde de l'animation
-
انیماتور
noun masculineA partir des données du mouvement recueillies par les capteurs, les animateurs
و بعد انیماتور ها میتونند اطلاعات حرکت اون علامت ها رو
-
مجری
adjective nounارائهکننده
Je crois que ça fait de moi une meilleure animatrice.
و صادقانه بگویم، فکر میکنم این چیزیست که مرا مجری بهتری میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " animateur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "animateur" با ترجمه به فارسی
-
بازار گردان
-
انیماتور
-
مجری · مجری تلویزیون
-
مجری رادیو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن