ترجمه "apostat" به فارسی
مرتد, مرت بهترین ترجمه های "apostat" به فارسی هستند.
apostat
noun
masculine
دستور زبان
-
مرتد
adjective noun masculineAhab, vêtu d’habits royaux, est un apostat faible et avide.
اَخاب که لباسی فاخر و شاهانه بر تن داشت مردی طمّاع، سستاراده و مرتد بود.
-
مرت
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apostat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن