ترجمه "apprenti" به فارسی

شاگرد, شاگردی, شاگردی کردن بهترین ترجمه های "apprenti" به فارسی هستند.

apprenti noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاگرد

    noun masculine

    Et là j'ai vraiment travaillé comme une apprentie.

    و آنجا من واقعا مثل يک شاگرد کار میکردم.

  • شاگردی

    noun

    William Bradley a été mon meilleur apprenti.

    " ویلیام بردلی " بهترین شاگردی بود که تابحال داشتم.

  • شاگردی کردن

    verb masculine
  • ترجمه های کمتر

    • میلاو
    • کارآموزی
    • یادگیرنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apprenti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "apprenti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه