ترجمه "armé" به فارسی
مجهز, مسلح بهترین ترجمه های "armé" به فارسی هستند.
armé
adjective
verb
masculine
دستور زبان
Participe passé du verbe armer. [..]
-
مجهز
adjectiveDans l’Antiquité, cette arme était si efficace que des armées comprenaient parfois des divisions de frondeurs.
این سلاح به قدری مؤثر بود که حتی جنگجویان نیز گاهی خود را به آن مجهز میکردند.
-
مسلح
adjectiveL'humanité est armée jusqu'aux dents avec des solutions simples et efficaces contre la pauvreté.
بشر تنها با راه حل هایی ساده و تاثیر گذار کاملا در برابر فقر مسلح شده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " armé " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "armé" با ترجمه به فارسی
-
تفنگ دستی
-
نیروی هوایی ارتش اسرائیل
-
شمشیر دولب است
-
استین · اسلحه · تقویت کردن · توپ · توپخانه · جنگ افزار · جنگافزار · حربه · سلاح · سِلاح · نیرومندکردن · کمربند بستن
-
جنگافزار انرژی هدایت شده
-
سلاح کشتارجمعی
-
تیغ دو لبه · شمشير دو لب
-
جنگافزارهای شیمیایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن