ترجمه "armoire" به فارسی
گنجه, قفسه, کابینه بهترین ترجمه های "armoire" به فارسی هستند.
armoire
noun
feminine
دستور زبان
Placard de rangement, séparé ou construit dans le mur. [..]
-
گنجه
nounTu trouveras ce qu'il te faut dans une armoire sous l'évier
هرچي که لازم باشه تو گنجه کمدم هست.
-
قفسه
nounmeuble
Au moins je n'ai pas une armoire remplie de médicaments.
حداقل من يه قفسه پر دارو و مواد ندارم
-
کابینه
noun
-
ترجمه های کمتر
- اشکاف
- قفسه کتاب
- کابینت
- کمد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " armoire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "armoire"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن