ترجمه "arrêter" به فارسی

بازداشتن, نگه داشتن, دستگیر کردن بهترین ترجمه های "arrêter" به فارسی هستند.

arrêter verb دستور زبان

Prendre et retenir prisonnier. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازداشتن

    verb
  • نگه داشتن

    verb

    Ils ont arrêté l'ascenseur au 26e.

    اونا آسانسور رو تو طبقه 26 نگه داشتن.

  • دستگیر کردن

    verb

    Salam alaïkoum, la police m'a arrêtée, avec mes enfants.

    سلام. پلیس من و فرزندانم را دستگیر کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • ایستادن
    • ادامه ندادن
    • ایست
    • بس کردن
    • تصميم گرفتن
    • تمام کردن
    • توقف
    • توقیف
    • خاموش کردن
    • دست کشیدن
    • متوقف شدن
    • منع
    • موقوف شدن
    • پایان دادن
    • گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arrêter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "arrêter" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "arrêter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه