ترجمه "assembler" به فارسی
انجمن کردن, جمع شدن, ساختن بهترین ترجمه های "assembler" به فارسی هستند.
assembler
verb
دستور زبان
Mettre ensemble des composants d'un produit pour créer le produit final ou un sous-produit.
-
انجمن کردن
verb -
جمع شدن
verb -
ساختن
verbCe n'est pas vraiment comme revisionner une vidéo, mais plutôt comme assembler un puzzle.
شباهت کمی به به عقلب برگرداندن یک ویدئو، و شباهت زیادی به ساختن یک پازل دارد.
-
ترجمه های کمتر
- سر هم کردن
- سوار کردن
- مونتاژ
- گردآمدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " assembler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "assembler" با ترجمه به فارسی
-
جلسه معين
-
مجمع عمومی سازمان ملل متحد
-
مجلس · مجلس شورا · پارلمان · گروه
-
نماینده مجلس قانونگذاری
-
مجلس خبرگان رهبری
-
مجلس مؤسسان
-
مجلس جامع فوق العاده
-
مجمع عمومی سازمان ملل متحد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن