ترجمه "assembler" به فارسی

انجمن کردن, جمع شدن, ساختن بهترین ترجمه های "assembler" به فارسی هستند.

assembler verb دستور زبان

Mettre ensemble des composants d'un produit pour créer le produit final ou un sous-produit.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • انجمن کردن

    verb
  • جمع شدن

    verb
  • ساختن

    verb

    Ce n'est pas vraiment comme revisionner une vidéo, mais plutôt comme assembler un puzzle.

    شباهت کمی به به عقلب برگرداندن یک ویدئو، و شباهت زیادی به ساختن یک پازل دارد.

  • ترجمه های کمتر

    • سر هم کردن
    • سوار کردن
    • مونتاژ
    • گردآمدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assembler " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "assembler" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "assembler" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه