ترجمه "assistant" به فارسی

بردست, دستیار, یاور بهترین ترجمه های "assistant" به فارسی هستند.

assistant verb noun masculine

aide [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • بردست

    adjective noun masculine
  • دستیار

    noun masculine

    On dirait qu'il va me falloir un nouvel assistant manager.

    فکر کنم باید یه دستیار مدیر جدید پیدا کنم

  • یاور

    adjective noun masculine

    Promesse d’un assistant ; exemple de la vraie vigne ; ordre d’aimer ; dernière prière avec les apôtres.

    وعدهٔ فرستادن یاور؛ مَثَل تاک حقیقی؛ فرمان محبت؛ آخرین دعا با رسولان

  • ترجمه های کمتر

    • آسیستان
    • الحاقی
    • مدد
    • معاون
    • یاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assistant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Assistant
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنامه جادویی

عباراتی شبیه به "assistant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "assistant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه