ترجمه "assister" به فارسی
توجه کردن, حضوربهم رساندن, حمایت کردن بهترین ترجمه های "assister" به فارسی هستند.
assister
verb
دستور زبان
être présent [..]
-
توجه کردن
verb -
حضوربهم رساندن
verb -
حمایت کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- حمایت کردن از
- دستگیری کردن
- دستیاری کردن
- رفتن
- شرکت جستن
- ملحق شدن
- پایمردی کردن
- پیوستن به
- کمک کردن
- یاری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " assister " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "assister" با ترجمه به فارسی
-
طراحی رایانهای
-
سیستم کامپیوتری مدیریت تعمیرات
-
دستیار برنامه ریزی
-
برنامه جادویی نصب چاپگر شبکه
-
منشی کارگردان
-
دستیار دیجیتال شخصی
-
سهل آموز پیکربندی امنیت
-
ساخت به کمک رایانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن