ترجمه "attendre" به فارسی

منتظر شدن, انتظار داشتن, تعویق بهترین ترجمه های "attendre" به فارسی هستند.

attendre verb دستور زبان

Se retenir d'agir ou de bouger pendant quelque temps, ou jusqu'à un certain évènement arrive. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • منتظر شدن

    verb

    Les enfants attendaient une heure pour la prendre.

    بچه ها یک ساعت منتظر شدن تا نوبتشون برسه

  • انتظار داشتن

    verb

    S'ils attendaient qu'on les contourne, pourquoi dresser une embuscade?

    اگه انتظار داشتن ازشون عبور کنيم پس چرا کمين کرده بودن ؟

  • تعویق

    noun

    Pourquoi certains parents préfèrent- ils que leur enfant attende avant de se faire baptiser ?

    چرا برخی والدین تعمید فرزندشان را به تعویق میاندازد؟

  • ترجمه های کمتر

    • در شکم داشتن
    • صبر کردن
    • منتظر ... بودن
    • منتظر بودن
    • نیاز داشتن
    • وایسادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " attendre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "attendre"

عباراتی شبیه به "attendre" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "attendre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه