ترجمه "auditeur" به فارسی
شنونده, مامور رسیدگی, مستمع بهترین ترجمه های "auditeur" به فارسی هستند.
auditeur
noun
masculine
دستور زبان
Personne qui écoute (par exemple un discours ou un concert).
-
شنونده
noun masculinePlus vos déclarations sont compréhensibles, plus vos auditeurs en tireront profit.
هر چه سخنان شما بیشتر قابل درک باشد، شنونده نیز از آن بیشتر فایده خواهد برد.
-
مامور رسیدگی
noun masculine -
مستمع
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- ممیز حسابداری
- گوش دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " auditeur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن