ترجمه "aura" به فارسی
هاله, ابر بارانی, اوهام بهترین ترجمه های "aura" به فارسی هستند.
aura
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
هاله
nounconcept spirituel
J'ai remarqué un changement dans ton aura, ces derniers temps.
تازگیا متوجه شده بودم هاله اطرافت یه کم تغییر کرده!
-
ابر بارانی
noun feminine -
اوهام
noun feminineMais je ne pense pas qu'il y ait une chose fondamentalement nouvelle dans cette dissémination de fictions et d'erreurs.
اما فکر نمیکنم اساساً چیز جدیدی در نشر اوهام و اشتباهات وجود داشته باشد.
-
ترجمه های کمتر
- حلقه نور
- نور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Aura
Aura (rivière)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Aura" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Aura در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "aura" با ترجمه به فارسی
-
رابرت آنسون هاینلاین
-
انی و لمی
-
جودیت رزنیک
-
آلاباما (یو.اس.آ)
-
آرسنیک · آس · تکخال · داشتن · زبر دست · ماهر · هنرشناس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن