ترجمه "auto" به فارسی
خودرو, ماشین, اتومبیل بهترین ترجمه های "auto" به فارسی هستند.
auto
noun
feminine
دستور زبان
-
خودرو
nounخودرو (khodro)
nous travaillons sur l'élément le moins fiable des autos, le chauffeur.
تا غیر قابل اعتماد ترین بخش خودرو که راننده آن هست را در نظر نگیریم.
-
ماشین
nounSi vous mettez un enfant dans un siège auto, 18,2 pourcent des enfants meurent.
اگر کودکی را توی صندلی ماشین قرار دهید، ۱۸.۲ درصد از کودکان میمیرند.
-
اتومبیل
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- اتومبیل سوار شدن
- اتوموبیل
- تراموای برقی
- خودرو سواری
- ماشین خودرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " auto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "auto"
عباراتی شبیه به "auto" با ترجمه به فارسی
-
خوداشتغالی
-
اتو استاپ زدن
-
بیماری اتوایمیون · بیماری خودایمنی · بیماریهای خودایمنی · لوپوس اريتماتوسوس
-
نسکار
-
اتوموبیلدزدی بزرگ
-
خودسوزی
-
اتو · خود
-
اتوآنتیبادی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن