ترجمه "autonome" به فارسی
قائم به خود, مستقل بهترین ترجمه های "autonome" به فارسی هستند.
autonome
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Qui existe ou qui est capable d'exister indépendamment. [..]
-
قائم به خود
adjective masculine -
مستقل
adjective masculineNotre but est de repousser les limites du possible des vols autonomes.
هدفشان آن است مرزهای آنچه توسط پرواز مستقل انجام شدنی است را گسترده ترکنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " autonome " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "autonome" با ترجمه به فارسی
-
سامانه هاي خودگردان زير آبي
-
مورسیا
-
خودروی خودگردان
-
منطقه خودمختار
-
استان خودمختار یهودی
-
جمهوری خودمختار
-
ربات خودمختار
-
آشکارساز دود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن