ترجمه "autre" به فارسی
دیگر, دیگَر, اضافی بهترین ترجمه های "autre" به فارسی هستند.
autre
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Celui auquel on n'a pas fait référence précédemment.
-
دیگر
adjectiveD'un autre côté, toute vie a besoin de s'alimenter.
از طرفی دیگر، همه زندگی ها نیازمند غذا و تغذیه هستند.
-
دیگَر
-
اضافی
adjectiveCela pourrait être utilisé pour 250 autres pavillons.
که از آن میتوان در آینده برای ۲۵۰ پاویون اضافی استفاده کرد.
-
ترجمه های کمتر
- بیسابقه
- جدید
- دارای جزئیات
- غیر موازی
- پر جزئیات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " autre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "autre" با ترجمه به فارسی
-
حسگر مکان و دیگر حسگرها
-
گاهی
-
كساني عليه ديگران
-
بقیه · دیگران
-
زندگی دیگران
-
دیگران
-
از طرف ديگر · افزون بر این · به علاوه · علاوه بر این
-
از طرف ديگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن