ترجمه "avant" به فارسی

پیش از, قبل, جلو بهترین ترجمه های "avant" به فارسی هستند.

avant noun adverb adposition masculine دستور زبان

Qui vient en premier, d'après une certaine relation d'ordre. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیش از

    Marque l’antériorité dans le temps

    Es-tu sûr de ne pas vouloir utiliser la salle de bains avant de partir ?

    ایا مطمئنی که نمی خواهی توالت راببینی پیش از اینکه بروی؟

  • قبل

    adjective

    Plus tôt que (dans le temps).

    Bien avant la fin du tunnel, je n’ai plus eu besoin de l’aide de mes amis.

    مدّت ها قبل ازرسیدن به انتهایِ تونل، من دیگر نیازی به کمک دوستانم نداشتم.

  • جلو

    noun

    Certaines marchaient en avant et, dès qu’elles flairaient le moindre danger, elles lançaient leurs bonnets en l’air.

    برخی از خواهران جلوتر راه میرفتند و کلاههایشان را با احساس خطر به هوا میانداختند.

  • ترجمه های کمتر

    • تا
    • سر ودست
    • قبلا
    • قسمت جلو
    • پیشاپیش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " avant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "avant"

عباراتی شبیه به "avant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "avant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه