ترجمه "avertir" به فارسی
هشدار, اخطار, نصیحت کردن بهترین ترجمه های "avertir" به فارسی هستند.
avertir
verb
دستور زبان
-
هشدار
nounTu m'as avertis de ne pas prendre son argent.
بهم هشدار دادی که پولش رو قبول نکنم.
-
اخطار
Je vous avais avertie que seule la mort peut acheter la vie.
بهتون اخطار دادم که فقط مرگ ميتونه بهاي زندگي باشه.
-
نصیحت کردن
verb -
هشدار دادن
verbPeux- tu faire plus pour avertir ton prochain ?
آیا میتوانید در هشدار دادن به مردم قدمی فراتر بردارید؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " avertir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن