ترجمه "bélier" به فارسی

دژکوب, قوچها, چکش تیرکوب بهترین ترجمه های "bélier" به فارسی هستند.

bélier noun masculine دستور زبان

animal [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • دژکوب

    noun

    Ray a travaillé sur quelque chose l'année dernière, un bélier, en gros quelque chose qui peut briser une sécurité virtuelle.

    پارسال " رِي " چيزي به اسم دژکوب ساخت اساساً چيزيه که مي تونه از امنيت سايبري عبور کنه

  • قوچها

    Samuel lui a dit: “Obéir vaut mieux qu’un sacrifice, prêter attention vaut mieux que la graisse des béliers.”

    سموئیل به او گفت: «اطاعت از قربانیها و گوش گرفتن از پیه قوچها نیکوتر است.»

  • چکش تیرکوب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بره
    • تکل
    • راک
    • شاخ قوچ
    • فرو بردن
    • فشردن
    • قوچ
    • پرکردن
    • گوسفندهاي نر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bélier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bélier noun proper masculine دستور زبان

Constellation [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • بره

    proper masculine

    Certaines matières grasses vieux dude qui veut vous bélier dans le tuyau d'échappement.

    اون احتمالا يه مرد چاقه که ميخاد تو رو بکشونه يه جايي و يه بلايي سرت در بياره

  • برج حمل

    proper masculine

    Le 14 avril, c'est Bélier.

    چهارده آوريل ، اين يعني برج حمل

  • دژکوب

    Ray a travaillé sur quelque chose l'année dernière, un bélier, en gros quelque chose qui peut briser une sécurité virtuelle.

    پارسال " رِي " چيزي به اسم دژکوب ساخت اساساً چيزيه که مي تونه از امنيت سايبري عبور کنه

تصاویر با "bélier"

عباراتی شبیه به "bélier" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bélier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه