ترجمه "bétail" به فارسی
دام, احشام, دام (حیوان) بهترین ترجمه های "bétail" به فارسی هستند.
bétail
noun
masculine
دستور زبان
Bovins domestiqués, incluant les vaches, les bœufs et les taureaux, élevés dans un ranch ou une ferme.
-
دام
nounCe qui m'est dû en impôts, je peux le prendre en bétail.
من ميتونم وسايل يا دام ها رو بعنوان ماليات تصاحب كنم
-
احشام
noun masculineLes fermiers ont été déportés de leurs terres, et les moissons et le bétail détruits ou volés.
کشاورزان از زمینهایشان رانده شدند، و محصولات و احشام نابود یا دزدیده شدند.
-
دام (حیوان)
صفحه ابهامزدایی ویکیمدیا
-
ترجمه های کمتر
- گاو
- گاوان
- گله گاو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bétail " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bétail"
عباراتی شبیه به "bétail" با ترجمه به فارسی
-
فراوردههاي اسب پير · فراوردههاي جانبي كشتارگاه · فراوردههاي فرعي كشتار · فراوردههاي فرعي لاشه · فراوردههای فرعی کشتارگاه
-
اندازه رمه · اندازه گله · بسامد دام
-
خونروی · کشتار دام · کشتن دام
-
صنعت دامخوراک · صنعت مخلوطكردن دامخوراك
-
پرواربندي دام · پرواربندی
-
خوراك دام · دامخوراكهاي آبزداييشده · دامخوراكهاي مايع · دامخوراکها · غذاها براي جانوران · مواد تغذيه دام · مواد خوراكي
-
تجهيزات محصوركردن دام · تجهيزات مراقبت دام · تجهیزات دامپروری
-
تجهيزات محصوركردن دام · تجهيزات مراقبت دام · تجهیزات دامپروری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن